امضای یادداشت تفاهم ۱۴بندی میان ایران و آمریکا برای پایاندادن به جنگ اخیر، اگرچه یکی از مهمترین تحولات سیاسی و امنیتی سالهای اخیر محسوب میشود، اما نباید به معنای پایان اختلافات یا تضمین صلح پایدار تلقی شود. این تفاهم از آن رو نیز اهمیت تاریخی دارد که نخستین سند امضاشده مستقیم میان رؤسای جمهور ایران و ایالات متحده پس از پیروزی انقلاب اسلامی به شمار میرود. امضای یادداشت تفاهم ۱۴بندی میان ایران و آمریکا برای پایان‌دادن به جنگ اخیر، اگرچه یکی از مهم‌ترین تحولات سیاسی و امنیتی سال‌های اخیر محسوب می‌شود، اما نباید به معنای پایان اختلافات یا تضمین صلح پایدار تلقی شود. این تفاهم از آن رو نیز اهمیت تاریخی دارد که نخستین سند امضاشده مستقیم میان رؤسای جمهور ایران و ایالات متحده پس از پیروزی انقلاب اسلامی به شمار می‌رود. در داخل ایران نیز موافقت رهبر انقلاب با ادامه روند مذاکرات، در عین تأکید بر بی‌اعتمادی به طرف مقابل و ضرورت اجرای دقیق شروط و تعهدات، پیام روشنی درباره رویکرد جمهوری اسلامی ارسال کرد؛ رویکردی که ضمن حمایت مشروط از مسیر دیپلماسی، بر لزوم راستی‌آزمایی، حفظ هوشیاری و پرهیز از اعتماد به آمریکا تأکید دارد. هرچند مفاد منتشرشده از تفاهم، حاکی از امتیازات متقابل و انعطاف نسبی واشینگتن است، اما این احتمال نیز وجود دارد که آمریکا در حال ارائه نوعی «پیروزی کاذب» به تهران باشد؛ پیروزی‌ای که فقط در عمل ارزش واقعی آن مشخص خواهد شد. از این منظر، تفاهم اخیر بیش از آنکه نقطه پایان باشد، بازگشت به شرایط پیش از آغاز جنگ و فرصتی دوباره برای مذاکره است؛ در حالی که اختلافات بنیادین همچنان پابرجاست. رفتار دونالد ترامپ نیز پرسش‌هایی را درباره نگاه واقعی کاخ سفید به این تفاهم ایجاد کرده است. برخلاف شیوه همیشگی او در نمایش رسانه‌ای دستاوردهای سیاسی، امضای غیرحضوری تفاهم و نبود مراسمی رسمی و پررنگ، این گمانه را تقویت می‌کند که واشینگتن این توافق را بیش از آنکه یک پیروزی نهایی بداند، اقدامی تاکتیکی در مسیر مذاکرات آینده تلقی می‌کند.
sharghdaily.com ۲۹ خرداد ۱۴۰۵