بازمانده پلاک ۱۲/ «یک قدم با تیمارستان فاصله دارم»
او هنوز هم به محل ساختمان میرود؛ به جایی که زندگیاش در آن متوقف شد. میان آوارها، چشمش به خودرویی میافتد که سال گذشته برای تولد همسرش خریده بود و حالا از آن چیزی جز بدنهای مچاله و فرسوده، باقی نمانده است.




