اخبار مرتبط
از «بزغالهپارتی» تا «خوراک لوبیای اشکانی»؛ نگاهی به خوراک ایرانیان باستان
در مواردی نیز محدودیتهایی نسبت به خوردن برخی مواد غذایی دیده میشود. در متون مذکور به مواد غذایی گیاهی و لبنی بیش از مواد غذایی گوشتی توجه شده است.

کشف عجیب تاریخی؛ باستانشناسان به ردپای یک جامعه مادرتبار رسیدند
کاوشهای مستمر باستانشناسان در محوطه باستانی چاتالهویوک ترکیه به شواهدی از یک جامعه مادرتبار منجر شده است؛ یافتهای که میتواند نگاه پژوهشگران به ساختارهای اجتماعی جوامع اولیه را دگرگون کند.

عکس/ برپایی خیمه عزای محرم در امامزاده موسی مبرقع (ع) قم
در آستانه آغاز ماه محرم، خیمه عزای سید و سالار شهیدان(ع) در آستان مقدس حضرت موسی مبرقع(ع) برپا و این بقعه متبرکه برای برگزاری مراسم سوگواری و عزاداری ایام محرم آماده شد.
آنچه که سیمین دانشور پس از مرگ جلال نوشت
سیمین دانشور در سوگنامهای که برای جلال نوشته آورده است: «زیبا مُرد، همانطور که زیبا زندگی کرده بود، و شتابزده مُرد؛ عین فرومُردن یک چراغ...» محمدحسین دانایی، نویسنده و خواهرزاده جلال آل‌احمد در کتاب «رسالات» که به تازگی در انتشارات همرخ منتشر شده، نوشته است: دکتر سیمین دانشور، نویسنده، مترجم و استاد دانشگاه تهران، که با رمان ماندگار «سَووشون» جایگاهی ممتاز در ادبیات داستانی معاصر ایران یافت و به «بانوی ادبیات داستانی ایران» شهرت پیدا کرد، در طول سال‌های پس از درگذشت جلال آل‌احمد، یادداشت‌ها و مقالات متعددی درباره زندگی، شخصیت و آثار همسرش نوشت. از میان این نوشته‌ها، مقاله تأثیرگذار «غروب جلال» جایگاه ویژه‌ای دارد، متنی سرشار از عاطفه و اندوه که نخستین‌بار در سال ۱۳۶۰ توسط انتشارات رواق منتشر شد. دانشور در این مقاله در وصف مرگ جلال می‌نویسد: «زیبا مُرد، همان‌طور که زیبا زندگی کرده بود، و شتابزده مُرد؛ عین فرومُردن یک چراغ ... و حالا تبسم می‌کند و می‌گوید: کلاه سرِ همه‌تان گذاشتم و رفتم. بدترین کاری که به عمرش با من کرده بود، همین بود.» اما «غروب جلال» پیشینه‌ای نیز دارد. یازده سال پیش از آن، در روزهای تلخ شهریور ۱۳۴۸ و اندکی پس از درگذشت ناگهانی جلال آل‌احمد، دانشور به درخواست یکی از دوستانش یادداشتی کوتاه با عنوان «شرح حال آن ناکام» نوشت؛ یادداشتی که می‌توان آن را نخستین روایت او از زندگی و سرنوشت جلال دانست.
