

اخبار مرتبط
رکوردشکنی یک فیلم کم هزینه ؛ پرفروشترین فیلم خریداریشده در تاریخ جشنوارهها
فیلم ترسناک «وسوسه» که پس از یک جنگ حقوقی ۲۴ ساعته در جشنواره تورنتو به مبلغ حدود ۱۵ میلیون دلار توسط کمپانی فاکس فیچرز خریداری شد، به پرفروشترین فیلم تاریخ این استودیو نیز تبدیل شده است.
احضار 4 سینماگر به دادسرای فرهنگ و رسانه
اخبار رسیده به امتداد حاکی است که اخیرا چهار سینماگر بخاطر اظهارنظر درباره وقایع دی ماه ۱۴۰۴ به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شدند. اخبار رسیده به امتداد حاکی است که اخیرا چهار سینماگر بخاطر اظهارنظر درباره وقایع دی ماه ۱۴۰۴ و به اتهام همکاری با دول متخاصم علیه جمهوری اسلامی، به دادسرای فرهنگ‌ و رسانه احضار شدند. این سینماگران عبارتند از تهمینه میلانی نویسنده و کارگردان سینما، محسن امیریوسفی کارگردان و نائب رئیس خانه سینما، مصطفی کیایی کارگردان و تهیه کننده سینما و محسن کیایی بازیگر سینما.

روزهایی که در نبود اینترنت، «تبلیغ دهان به دهان» تنها راه بود/ این آدمها بیهوده زندگی میکنند
کارگردان نمایش «بیهوده» ضمن اشاره به نبود اینترنت برای تبلیغات در آغاز اجراهای این اثر نمایشی، بیان کرد که تبلیغات مجازی از مهمترین بسترهای تبلیغاتی است که از آن محروم بودهاند.
در مرحله «گذر از درختان»
در نقاشی معاصر ایران، هنوز هم نسبت ما با «منظره» تعیین تکلیف نشده است؛ منظرهای که در سنت ایرانی، نه صرفا طبیعت، بلکه امتدادی از حافظه، اسطوره و زبان بوده است. در این میان، ساوالان جماعتی از معدود هنرمندانی است که این نسبت را نه در سطح بازنمایی، بلکه در سطح بحران بازتعریف میکند. در نقاشی معاصر ایران، هنوز هم نسبت ما با «منظره» تعیین‌ تکلیف نشده است؛ منظره‌ای که در سنت ایرانی، نه صرفا طبیعت، بلکه امتدادی از حافظه، اسطوره و زبان بوده است. در این میان، ساوالان جماعتی از معدود هنرمندانی است که این نسبت را نه در سطح بازنمایی، بلکه در سطح بحران بازتعریف می‌کند. آثار او منظره نیستند، بلکه وضعیت‌اند؛ وضعیت دیدن در زمانه‌ای که وضوح از دست رفته و جهان در مهی از تردید و تعلیق فرورفته است. جماعتی از دل نقاشیخط و سنت طراحی آکادمیک بیرون می‌آید، اما خیلی زود مسیر خود را از هر دو جدا می‌کند. آنچه در آثار او باقی می‌ماند، نه متن است و نه فیگور، بلکه چیزی میان این دو: بقایای حضور. از «روایت گمشده» تا «پس از انسان» و سپس «قره‌آغاج» و «ناطور باد»، او به‌تدریج انسان را از قاب حذف می‌کند و درخت را جایگزین آن می‌سازد؛ درختی که دیگر صرفا عنصر طبیعت نیست، بلکه حامل تاریخ، ایستادگی و حافظه‌ای است که به‌سختی خوانده می‌شود. در نقاشی‌های او، مه نه یک کیفیت بصری، بلکه یک موضع است. مخاطب نمی‌تواند به‌سرعت ببیند، تشخیص دهد یا روایت بسازد. او ناچار است مکث کند، درنگ کند و در فاصله‌ای میان دیدن و ندانستن باقی بماند. این همان جایی است که نقاشی جماعتی از منظره‌نگاری فاصله می‌گیرد و به تأملی درباره «امکان دیدن» تبدیل می‌شود. در گفت‌وگوی پیش‌رو، تلاش کرده‌ام از خلال آثار و سیر تحولی این هنرمند، به پرسش‌هایی بنیادین‌تر برسیم: نسبت او با سنت چیست؟ چرا انسان از آثارش حذف می‌شود؟ درخت برای او چه معنایی دارد؟ و مهم‌تر از همه، آیا این مه، پوشاندن جهان است یا تنها راه دیدن آن؟
